مرتضى مطهرى
61
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بگيرد . يك بار آن قدر گريه مىكند كه بر روى دامن حسين بيهوش مىشود و حسين عليه السلام با صحبتهاى خودش زينب را آرام مىكند : « لا يُذْهِبَنَّ حِلْمَكَ الشَّيْطانُ » « 1 » خواهر عزيزم ! مبادا وساوس شيطانى بر تو مسلط بشود و حلم را از تو بربايد ، صبر و تحمل را از تو بربايد . وقتى حسين به زينب مىفرمايد كه چرا اينطور مىكنى ، مگر تو شاهد و ناظر وفات جدم نبودى ؟ جد من از من بهتر بود ، پدر ما از ما بهتر بود ، برادر همينطور ، مادر همينطور ، زينب با حسين اينچنين صحبت مىكند : برادر جان ! همهء آنها اگر رفتند بالأخره من پناهگاهى غير از تو داشتم ، ولى با رفتن تو براى من پناهگاهى باقى نمىماند . اما همينكه ايام عاشورا سپرى مىشود و زينب ، حسين عليه السلام را با آن روحيهء قوى و نيرومند و با آن دستورالعملها مىبيند ، زينب ديگرى مىشود كه ديگر احدى در مقابل او كوچكترين شخصيتى ندارد . امام زين العابدين فرمود : ما دوازده نفر بوديم و تمام ما دوازده نفر را به يك زنجير بسته بودند كه يك سر زنجير به بازوى من و سر ديگر آن به بازوى عمهام زينب بسته بود . مىگويند تاريخ ورود اسرا به شام دوم ماه صفر بوده است . بنابراين بيست و دو روز از اسارت زينب گذشته است ؛ بيست و دو روز رنج متوالى كشيده است كه با اين حال او را وارد مجلس يزيد بن معاويه مىكنند ، يزيدى كه كاخ اخضر او ( يعنى كاخ سبزى كه معاويه در شام ساخته بود ) آنچنان بارگاه مجلّلى بود كه هركس با ديدن آن بارگاه و آن خدم و حشم و طنطنه و دبدبه ، خودش را مىباخت . بعضى نوشتهاند كه افراد مىبايست از هفت تالار مىگذشتند تا به آن تالار آخرى مىرسيدند كه يزيد روى تخت مزيّن و مرصّعى نشسته بود و تمام اعيان و اشراف و اعاظم سفراى كشورهاى خارجى نيز روى كرسيهاى طلا يا نقره نشسته بودند . در چنين شرايطى اين اسرا را وارد مىكنند و همين زينب اسير رنجديده و رنج كشيده ، در همان محضر چنان موجى در روحش پيدا شد و چنان موجى در جمعيت ايجاد كرد كه يزيدِ معروف به فصاحت و بلاغت را لال كرد . يزيد شعرهاى ابن زبعرى را با خودش مىخوانَد و به چنين موقعيتى كه نصيبش شده است افتخار مىكند . زينب فريادش بلند مىشود : « اظَنَنْتَ يا يَزيدُ حَيْثُ اخَذْتَ عَلَيْنا اقْطارَ الْأرْضِ و آفاقَ السَّماءِ فَاصْبَحْنا نُساقُ كَما تُساقُ
--> ( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 45 / ص 2 .